Home » World News

راه حركت به جلو در مصر

يوهانس اشترن 26 نوامبر 2012

فرمان قانون اساسي توسط رئيس جمهور مصر، محمد مرسي، طبقهی كارگر را با سوالات اساسي در ارتباط با چشم انداز سياسي مواجه ميكند. طبق اين فرمان، مرسي تمام قدرت مقننه، قانون اساسي، مجريه و قضائي را در دست خود متمركز ميكند.

رئيس جمهور اخوان المسلمين در هفتهی گذشته اعلام كرد، كه او براي خود اختيارات فوقالعاده قائل است "تا هر گونه اقدامي را كه مناسب ميبيند به منظور حفظ و حراست از انقلاب، وحدت و امنيت ملي عملي سازد". اشاره به حفاظت از "انقلاب" ترفندي بيش نيست. هدف اصلي اقدامات مرسي طبقهی كارگر است. اين تدابير گسترده ضد دموكراتيك در تلاش براي تحكيم حاكميت بورژوازي و در اتحاد نزديك با ايالات متحده آمريكا انجام ميگيرند. اقدامات مرسي شكافهاي عميق در دولت مصر را برملا كردند و بخشهايي از دستگاه دولتي سابق در تقابل با تدابير رئيس جمهور قرار گرفتند. محمد البرادعي، كه خود زماني براي جانشيني ديكتاتور سرنگون شده، حسني مبارك، رقيب اخوان المسلمين بود، ضمن محكوم كردن مرسي او را "فرعون جديد" ناميد. سعي او استفاده از نفرت عميق لايههاي گسترده اجتماعي بر عليه اقدامات مرسي

است. هيچ كدام از جناحهاي بورژوازي حاكم اما براي طبقهی كارگر يك راه به جلو را ارائه نميدهند.

شيوه و عمل مرسي تأييدي بر نگرش اساسي انقلاب پيگير تروتسكي ميباشد. بر اساس اين تئوري وظايف انقلاب دمكراتيك ، از جمله استقلال از امپرياليسم، تنها از طريق بسيج مستقل طبقهی كارگر در يك انقلاب سوسياليستي قابل حل و فصل ميباشند.

اقدامات مرسي به شكل قابل توجهي موجب شعله ور شدن اعتراضات تودهاي شد. تظاهرات در ميدان التحرير مبارزات اوليه انقلابي ژانويه 2011 بر عليه مبارك را در خاطرهها زنده ميكنند. يكي از محبوبترين شعارها اين است: "مرسي مبارك سرنگون، سرنگون".

ضروريترين مسئله اما يك ارزيابي روشن از تجارب تاكنوني انقلاب مصر است. خيزش انقلابي در سال گذشته اگر چه به سرنگوني مبارك انجاميد، اما قادر به حل هيچ يك از مشكلات اساسي تودههاي مصري نبود. فقدان چشم انداز مستقل و رهبري طبقهی كارگر، دستان بورژوازي مصر را در به قدرت رساندن مرسي و تداوم سياستهاي بنيادين خود آزاد

گذاشت: تداوم فوق استثمار كارگران، همكاري با امپرياليسم آمريكا، و حاكميت ديكتاتوري.

در اين راه، ايالات متحده به عنوان اصليترين حامي امپرياليستي مصر نقشي حياتي ايفا نمود. زمان سنجي فرمان مرسي تصادفي نيست. بيانيه مرسي يك روز پس از سپاسگزاري از او توسط هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا براي ايفاي نقش وي در طول حملهی وحشيانهی رژيم اسرائيل به غزه، صادر شد. در حالي كه موشكها بر سر غير نظاميان در غزه ميباريدند، مرسي خود را به عنوان يك آلت دست قابل اعتماد براي امپرياليسم آمريكا عرضه كرد و قول داد

كه در تشديد محاصرهی غزه و تعميق روابط خود با واشنگتن و تل اويو كوشا باشد.

حداقل براي اين لحظه، دولت اوباما اخوان المسلمين را به عنوان هم پيمان كليدي در مسير راهبرد عمومي خود در خاور ميانه، از جمله جنگ داخلي با پشتيباني امپرياليستي بر عليه رژيم بشار اسد و برنامههاي جنگ بر عليه ايران، ارزيابي ميكند.

همزمان اربابان مالي با تكيه بر مرسي در صدد اجراي سياستهاي چشمگير ضد كارگري هستند. در پنجشنبه گذشته مرسي يك وام 4,8 ميليارد دلاري، مبتني بر پيشبرد برنامههاي رياضت اقتصادي ويرانگر عليه كارگران مصري، از صندوق بين المللي پول دريافت كرد. صندوق بين المللي پول در لحظه كنوني در آن سوي مديترانه در حال پرتاب پرلتاريا يونان به

ورطهی فقر و فلاكت است. در روز چهار شنبه مرسي كاهش يارانههاي سوخت و بنزين را تصويب كرد.

تايمز مالي )فينانشيال تايمز( بدون ذكر نام، به نقل از يك "ناظر غربي ساكن در قاهره"، نظراتي را ذكر ميكند كه در حقيقت بيان انتظارات طبقه حاكمه آمريكا ميباشد: "يك نفر بايد گره كور كشمكشهاي سياسي را باز كند و قادر به تصميم گيري باشد". منظور همان تصميماتي هستند كه بانكها و موسسات مالي جهاني طالب آن هستند.

چنگ اندازي مرسي به قدرت مستبدانه، نقش ضد انقلابي گروههاي شبه چپ، مانند سوسياليستهاي انقلابي مصر و متحدان بين المللي آنها - سازمان بين الملل سوسياليست ايالات متحده )آي.اس.او( و حزب كارگران سوسياليست انگلستان -، را به معرض نمايش گذاشت. از منظر اين گروهها بورژوازي در مصر قادر به ايجاد دموكراسي است. در ابتدا مدعي شدند كه نظاميان به قدرت رسيده بعد از سرنگوني مبارك، توسط فشار توان اصلاحات را دارند. آنها بعدا از انتخاب مرسي حمايت

كردند و مدعي شدند كه او در حال عملي ساختن وظايف انقلاب است.

در ماه ژوئيه وب سايتسازمان بين الملل سوسياليست ايالات متحده )آي.اس.او(، گزارش يك عضو برجسته سوسياليستهاي انقلابي مصر ، سامح نجيب را منتشر كرد كه در آن گفته بود، پيروزي مرسي "موفقيت بزرگ در مبارزه با ضد انقلاب و كودتاي نافرجام" است.

اين گروهها همچنين همكاري واشنگتن با متحدان سنتي خود - نيروهاي راست اسلامگرا را - مورد پوشش سياسي قرار دادند. آمريكا از اين نيروهاي راست اسلامگرا در جنگي نيابتي استفاده ميكند، تا در ليبي و سوريه رژيمهاي متمايل به آمريكا را بر سر كار آورد و راه را براي درگيريههاي نظامي منطقهاي و حملهی احتمالي عليه ايران هموار كند.

هيچ راه ديگري براي رسيدن به دموكراسي واقعي و حقوق اجتماعي، جز از طريق مبارزه براي انقلاب سوسياليستي وجود ندارد. طبقه كارگر بايد مستقل از تمامي نيروهاي بورژوايي، براي بزير كشيدن بورژوازي و احراز قدرت دولتي مبارزه كند. اين اما امري ناگسستني از مبارزه مشترك با كارگران اسرائيلي، كارگران جهان عرب و كارگران جهاني بر عليه امپرياليسم و

جنگ افروزيهاي امپرياليستي در منطقه ميباشد.

دور نوين مبارزه در مصر تأييدي است بر ديدگاههاي تارنماي جهاني سوسياليست)wsws.org( .يك روز پس از سقوط مبارك ما نوشتيم: " وظيفه اصلي پيش روي طبقه كارگر تشكيل نهادهاي مردمي متكي بر طبقه كارگر، براي سرنگوني بخشهاي باقيمانده رژيم مبارك و جايگزيني آن توسط يك دولت كارگري ميباشد. پيروزي اين انقلاب منوط به آن است، كه آيا اين انقلاب در آنسوي مرزهاي مصر تداوم خواهد يافت. بدين منظور بايد كارگران مصري با همقطاران طبقاتي خود در سرتاسر خاورميانه و در كشورهاي پيشرفته سرمايه داري متحد شوند. در اين مبارزه بايد احزابي بر اساس ديدگاههاي تروتسكيستي پايه ريزي شوند و كارگران در مصر و در سطح جهاني را براي مبارزات طبقاتي مسلح كنند،

مبارزاتي كه سرنگوني مبارك نشانههاي آغازين آن است".

نزديك به دو سال زمان سپري شده از انتشار اين بيانيه، هم امكان و هم ضرورت چنين مبارزهاي را اثبات ميكند. سرنگوني مبارك الهام بخش مبارزات تودهاي طبقهی كارگر در سطح بين المللي - ايالات متحده، اسرائيل، اروپا و آسيا - شد.

ضرورت مبارزه مشترك طبقه كارگر با جنگ افروزي عليه غزه، سوريه و در نهايت بر عليه ايران، كه پس از انتخاب مجدد اوباما شتاب بيشتري يافته است، بيش از پيش خود را نمايان ميكند.

اين مبارزات تنها به عنوان مبارزاتي براي سوسياليسم ميتوانند كامياب باشند، به شرط آن كه اين مبارزات توسط احزابي رهبري شوند، كه اساس برنامه آنها، چشم انداز ترسيم شده در تئوري انقلاب پيگير است. مبارزه براي برابري اجتماعي و دموكراسي واقعي و بر عليه عناصري مانند مرسي مستلزم درس آموزي طبقهی كارگر از نبردهاي گذشته و پي ريزي كميته

بين المللي انترناسيونال چهارم در مصر و سراسر جهان است.

يوهانس اشترن 26 نوامبر 2012