Home » World News

بحران پناهجویان، جنگ و سوسیالیز

۱۳۹۴ مهر ۲۱
پیتر شوارتز

برای ۱۴ سال آمریکا و هم پیمانان اروپائیش در خاورمیانه و آفریقای شمالی بی وقفه جنگ راه انداخته اند. آنها و دولت های دست نشانده اشان در منطقه، افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و یمن را عمدتأ نابود کرده اند. میلیونها انسان کشته و ده ها میلیون آواره شده اند.

تمامی این جنگ ها با دروغ شروع شده و تحت عناوین «جنگ علیه ترور»، مبارزه با «سلاح های کشتار جمعی»، در پاسخ به «نسل کشی»، «دفاع ازحقوق بشر» و دموکراسی توجیه شده است. چپ های دروغین و صلح جویان سابق برای حمایت از جنگهای امپریالیستی توجیهات جدیدتری ابداع کرده و آنها را تحت عنوان دخالت های بشر دوستانه توجیه میکنند. برای توجیه بمباران شهرها و روستا های بی دفاع، سازمان ملل دکترین جدید«مسئولیت حمایت» را اختراع کرده.

با هجوم پناهجویان برای فرار از شرايط جهنمی ایجاد شده توسط امپریالیست ها در خاورمیانه و آفریقای شمالی واقعیت جنگ به مرکزاروپا رسیده است. بیرحمی وسبعیتی که دولت های اروپايی یکی بعد از دیگری برپناهجویان روا میدارند، ماسک. بشردوستانه آنها را برای همیشه برملا کرده است. میلیونها نفردر اروپا وسراسردنیا ازچگونگی برخورد دولت ها با صدها هزار پناهجوی زن، مرد و کودک خشمگین و آزرده خاطر هستند. پناهجویانی که از سفر خطرناک دریايی جان سالم بدر برده اند باید زمان مشقت باری که هفته ها طول میکشد را تحمل کنند: بازداشت در کمپ های اجباری بدون حداقل تسهیلات بهداشتی؛ پيمودن صدها مایل پیاده در روزهای متمادی؛ تحمل خشونت بورکراسی ارعاب انگیز ؛ مواجهه مکرر با درهای بسته، سیم های خاردار و نگهبان های خشن.

صحنه های از قساوت دولتی و درد و رنج انسانی غیر قابل تحمل دیده نشده پس از پایان جنگ جهانی دوم دراروپا روزانه درحال تکرار است؛ خانواده های با بچه های جوان سرگردان در مرزها بدون غذا و حفاظت ازعوامل محیطی مجبور به ایستادن در گل و لای هستند.

حتی درکشورهای ثروتمند اروپای غربی مشقت همچنان ادامه دارد انگلستان بدور خود حصار کشیده و فقط ۲۰ هزار پناهجو را طی ۵ سال آینده می پذیرد – هر ساله حداکثر ۴ هزارنفر.

آلمان جنگ زده بین سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۵۰، ۱۴میلیون پناهنده جذب کرد، نزدیک به ۵۰ درصد درآلمان شرقی. امروز برای یک کشور بمراتب ثروتمندتر جذب ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزارنفر پناهنده وارد شده از آغاز سال زیاد به نظرمیرسد.

شرایط اردوگاه های پناهندگان در شهرهای آلمان فاجعه بارمیباشد. در هامبورگ و بسیاری دیگر از شهرها، هزاران نفر در چادرهای بدون منابع حرارت، مرطوب و سرد زندگی میکنند. در برلین، آنها باید هفته ها بدون حمایت کافی برای ثبت نام صبر کنند. کسانی که به خاطر همدردی وهمبستگی انسانی داوطلب کمک به مردم فراری از جنگ و هرج مرج هستند توسط مقامات دلسرد و تضعیف میشوند.

در پشت بدرفتاری با پناهجویان منطقی است که چهره واقعی سرمایه داری را برملا میکند. جامعه ای که شبانه صدها میلیارد یورو به نجات بانک های بیماراختصاص میدهد و در آن تعداد بیلیونرها دائما درحال افزایش است ظاهرأ منابع کافی برای قبول و فراهم نمودن شرايط مناسب برای پناهجویان را ندارد. در عصر اینترنت، مسافرت هوایی بین المللی واقتصاد جهانی، میلیونها مردم آواره هیچ حقی برای داشتن سرپناه، غذا، اشتغال و زندگی ندارند.

سیاستمداران برجسته اروپايی و چهره های اجتماعی تفاله های جامعه را برای سازماندهی یک جنبش راست برعلیه پناهجویان ، طبقه کارگر و عناصر سیاسی مترقی جامعه بسیج میکنند.

آنها شعارهای نفرت برانگیزبرعلیه پناهجویان پخش میکنند (نخست وزیر مجارستان ویکتور اوربان)، تهدیدهای غیر قانونی میکنند، «اقداماتات اضطراری» (نخست وزیر باواریا هورست سیهوفر)، پناهجویان را متهم به «متکبر بودن» میکنند (توماس دی میزیر وزیر کشور آلمان)، درباره تخریب پایه های فرهنگی جامعه توسط فرهنگ های خارجی هشدارمیدهند (استاد دانشگاه هومبولت یورگ جورگ بابروفسکی) .

این حرکات یادآور کنفرانس پناهندگی اوین سال ۱۹۳۸ است که درآن نمایندگان ۳۲ کشور برای بحث در مورد فرار یهودیان از آلمان نازی ملاقات کردند. آنها عمدتأ مرزهای خود را بسته و اقدامات خود را با بهانه هايی نظیر ازدحام بیش از حد، بیکاری بالا و نیاز به حفظ ثبات فرهنگی و نژادی در محدوده مرزهای خود توجیه کردند. میلیون ها یهودی بخاطراین تصمیم در زمان کوتاهی بعد از آن جان باختند.

آینده ا ی که نظام سرمایه داری برای مردم و جوانان تدارک دیده رامیتوان ازسرنوشت پناهندگان پیش بینی کرد: سرکوب، فقرو جنگ: ریاضت اقتصادی وحشیانه ای که سطح زندگی کارگران یونان را نابود کرده نشان آز این آینده دارد.

درماه جولای سال ۲۰۱۴، کمیته بین المللی انترناسیونال چهارم (آی سی اف آی ) دربیانیه «سوسیالیسم و مبارزه علیه جنگ امپریالیستی» هشدار داد که قدرت های امپریالیستی در پاسخ به فروپاشی مالی جهانی سال ۲۰۰۸ مسابقه یغماگرانه خود را برای تقسیم دوباره جهان تسریع کرده اند.

آی سی اف آی نوشت:« مکررأ آنها بی تفاوتی خود را به درد و رنج انسان ها ثابت کرده اند. بحران آمپریالیسم وارد مرحله جدیدی شده استت ـ مرحله ای که قدرت های بزرگ خطر مدهش هسته ای را پذیرا هستند.»

برخورد منافع امپریالیست و دولت ملی « در نظام سرمایه داری» بیان عدم امکان سازماندهی یک اقتصاد بین المللی یکپارچه بر یک پایه منطقی و در نتیجه حصول اطمینان توسعه هماهنگ نیروهای مولده میباشد. تناقضی که امپریالیزم را به طرف پرتگاه سوق میدهد همزمان زمینه انقلاب اجتماعی را نیز فراهم میکند. جهانی شدن تولید به رشد عظیم طبقه کارگر منجر شده است. فقط این نیروی اجتماعی، که هیچ گونه تعلق خاطری به هیچ کشوری ندارد، قادر به پایان دادن سیستم منفعت، که علت ریشه ای جنگ است میباشد.

سرنوشت پناهندگان این ارزیابی را تأیید کرده است. عواقب ناشی از جنگ های امپریالیستی درخارمیانه به اروپا رسیده است. نخبگان حاکم با چرخش شدید به راست و تشدید حملات به حقوق دموکراتیک و اجتماعی واکنش نشان داده اند.

دفاع از پناهندگان با مبارزه برعلیه جنگ و سرمایه داری رابطه ناگسستنی دارد. همچنان که بیانیه اظهار نموده: «تمامی مسائل بزرگ طبقه کارگرـ رشد نابرابری های اجتماعی، انواع استبداد حکومتی ـ اجزای جدایی ناپذیر این مبارزه میباشند. مبارزه برای سوسیالیسم بدون مبارزه برعلیه جنگ ومبارزه برعلیه جنگ بدون مبارزه برای سوسیالیسم امکان ندارد.»