فارسی

منافع امپریالیسم آمریکا در سوریه و خاورمیانه و ورشکستگی چشم انداز ناسیونالیستی

به دنبال سرنگونی رژیم بشار اسد، رئیس جمهور سوریه مورد حمایت روسیه و ایران در دسامبر ۲۰۲۴ — توسط گروه های جهادی اسلام‌گرای مورد حمایت ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن مانند ترکیه — سوریه در سال ۲۰۲۶ در آستانه یک جنگ داخلی جدید قرار دارد.

رژیم دمشق، به رهبری هیئت تحریر الشام (HTS) که ریشه در القاعده دارد، اوایل این ماه حمله‌ای را به مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که زیر رهبری گروه‌های ناسیونالیست کُرد قرار دارند، آغاز کرد. هر دو، هیئت تحریر الشام و نیروهای دموکراتیک سوریه عوامل نیابتی امپریالیسم آمریکا در جنگ برای تغییر رژیم بودند.

یک جنگجوی نقابدار پرچم گروه وابسته به القاعده، هیئت تحریر الشام، را در حیاط مسجد اموی در شهر قدیمی دمشق، سوریه حمل می‌کند، ۱۰ دسامبر ۲۰۲۴ [عکس از آسوشیتدپرس/حسین ملا] [AP Photo/Hussein Malla]

رژیم دمشق ابتدا محله‌های کُردنشین حلب را تصرف کرد و بیش از ۱۰۰٫۰۰۰ غیرنظامی را مجبور به فرار کرد. سپس، با تغییر موضع قبایل عرب درون نیروهای دموکراتیک سوریه، رژیم دمشق به سرعت استان‌های عمدتاً عرب‌نشین تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه، مانند رقه ودیرالزور را به تصرف خود درآورد. نیروهای کُرد درون نیروهای دموکراتیک سوریه به مواضع دفاعی در مراکز عمدتاً کُردنشین مانند حسکه و قامشلی عقب‌نشینی کردند. گزارش ها حاکی است که نیروهای دمشق مکان‌هایی مانند کوبانی را محاصره کرده‌اند.

در ۲۰ ژانویه، در حالی که یک آتش‌بس چهار روزه برقرار بود، رژیم دمشق توافقی را به نیروهای دموکراتیک سوریه تحمیل کرد. طبق این توافق که در ۱۸ ژانویه امضا شد و مورد حمایت ایالات متحده و ترکیه بود، تمامی منابع انرژی تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه به دست دمشق خواهد افتاد و نیروهای دموکراتیک سوریه و دولت خودمختار در منطقه عملاً منحل خواهند شد.

انتظار می‌رود که نیروهای وابسته به نیروهای دموکراتیک سوریه به صورت انفرادی به ارتش سوریه بپیوندند. رهبران نیروهای دموکراتیک سوریه در مناصبی مانند معاون وزیر دفاع در دولت مرکزی ادغام خواهند شد. و نیروهای کُرد، نیروی پلیس محلی را در شهرهای کُردنشین تشکیل خواهند داد.

توازن قوا به ضرر نیروهای کُرد تغییر می‌کند

رژیم هیئت تحریر الشام در یورش خود علیه نیروهای کُرد، از حمایت کامل دولت رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه برخوردار بود. اما چراغ سبز واشنگتن برای این یورش و خیانت دوباره به جنبش کُرد بود که نیروهای دموکراتیک سوریه را منزوی و مجبور به عقب نشینی کرد. اسرائیل، که پیش از این کردها را «متحد طبیعی» خود اعلام کرده بود، نیز با موضع واشنگتن همسو شد.

امپریالیسم آمریکا قصد دارد کنترل کامل بر منابع، انرژی و مسیرهای تجاری در خاورمیانه را به دست آورد و برای تحقق این هدف، به دنبال از بین بردن نفوذ روسیه و چین در منطقه، تغییر رژیم در ایران و به زانو درآوردن متحدان خود است. پشت تمام این تجاوزات — از نسل‌کشی اسرائیل در غزه گرفته تا حملات به حزب‌الله در لبنان و جنگ آمریکا–اسرائیل علیه ایران — این جاه‌طلبی گسترده‌ غارتگرانه نهفته است.

درضمن، رژیم هیئت تحریر الشام نشان داده است که نه تنها متحد ترکیه است، بلکه در خدمت منافع آمریکا و اسرائیل نیز قرار دارد. این رژیم در حالی که نسبت به گسترش اشغال اسرائیل در جنوب سوریه سکوت اختیار کرد، به راه‌اندازی جنگ علیه ایران کمک کرد.

احمد الشرع، رهبر سابق القاعده که یک سال پیش برای سرش جایزه تعیین شده بود، نوامبر گذشته در کاخ سفید به عنوان «رئیس جمهور موقت» سوریه مورد استقبال قرار گرفت. همزمان دمشق به ائتلاف ضد داعش پیوست و تحریم‌های آمریکا و اروپا علیه سوریه لغو شد. سرانجام، رژیم دمشق و اسرائیل تحت نظارت ایالات متحده، ۶ ژانویه در پاریس دیدار کردند و یک «مکانیسم امنیتی» بین دو کشور برقرار شد. پس از آن حملات به نیروهای دموکراتیک سوریه صورت گرفت.

اردوغان پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، با اتخاذ یک سیاست خارجی همسوتر با امپریالیسم آمریکا تغییر جهت داده است. او با ایفای نقشی فعال در تحمیل «طرح صلح» ترامپ بر حماس، همدستی ضمنی خود در نسل‌کشی غزه را لاپوشانی کرد. ایالات متحده می‌خواست حمایت کامل متحد ناتوئی خود، ترکیه، را در پیشبرد منافعش در خاورمیانه تضمین کند و از تشدید رقابت فزاینده این کشور با اسرائیل و تبدیل آن به درگیری، به ویژه در سوریه،  جلوگیری کند. کلید این امر در تکمیل فرآیند ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه با رژیم دمشق نهفته است.

جانبداری ایالات متحده از هیئت تحریر الشام

تلاش‌های نیروهای دموکراتیک سوریه برای کسب حداکثر خودمختاری ممکن در نیروهای مسلح و اداره عملی منطقه، از سوی آنکارا — که در حال مذاکره با سازمان خواهرخوانده نیروهای دموکراتیک سوریه، یعنی حزب کارگران کردستان (پ ک ک ; PKK)، بود — غیرقابل قبول تلقی شد. آنکارا که بیم داشت چنین موقعیت سیاسی‌ای ممکن است کُردهای ترکیه را نیز تشویق به خودمختاری کند، حمایت واشنگتن را در ازای همکاری کامل‌تر با طرح‌های امپریالیستی ایالات متحده در خاورمیانه جلب کرد.

در پایان آن سال، با بالا گرفتن اعتراضات در ایران و برجسته شدن چشم‌انداز تغییر رژیم و مداخله نظامی آمریکا، واشنگتن تصمیم گرفت برای حل و فصل بحران سوریه به هیئت تحریر الشام تکیه کند.

این تغییر سیاست روز سه‌شنبه در توییتی که توسط تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه امور سوریه منتشر شد، رسماً اعلام شد. بیانیه باراک به روشنی اعلام کرد که نیروهای کرد چاره‌ای جز پذیرش این توافق ندارند.

سفیر ایالات متحده در جمهوری ترکیه و فرستاده ویژه در امور سوریه با رئیس جمهور الشرع دیدار می‌کند، کاخ ریاست جمهوری، دمشق، ۲۹ مه ۲۰۲۵. [عکس: سفیر تام باراک/ایکس] [Photo: Ambassador Tom Barrack meets President al-Sharaa]

باراک در بیانیهٔ خود، آشکارا اعلام کرد که با تغییر رژیم در سوریه، اتحاد موقت آمریکا با نیروهای دموکراتیک سوریه به پایان رسیده است: «این امر منطق همکاری ایالات متحده و نیروهای دموکراتیک سوریه را تغییر می‌دهد: هدف اولیه نیروهای دموکراتیک سوریه به عنوان نیروی اصلی ضد داعش در میدان تا حد زیادی منقضی شده است، زیرا دمشق اکنون هم تمایل و هم توانایی بر عهده گرفتن مسئولیت‌های امنیتی، از جمله کنترل زندان‌ها و اردوگاه‌های داعش را دارد.»

باراک، که توافق تحمیل شده بر نیروهای دموکراتیک سوریه را به عنوان «فرصتی استثنایی» برای ادغام کردها توصیف کرد، افزود که ایالات متحده «شکست بقایای داعش، حمایت از آشتی و پیشبرد وحدت ملی بدون تایید جدایی‌طلبی یا فدرالیسم را در اولویت قرار می‌دهد.» او به مردم کُرد توصیه کرد که به حقوق شهروندی خود در زمینهٔ فرهنگ و زبان قانع باشند. این اظهارات اشاره‌ به فرمانی بود که هفته گذشته توسط الشرع صادر شده بود.

بیانیه باراک همچنین نشان داد که ایالات متحده قصد ندارد در بلند مدت نیروهای خود را در مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه نگه دارد. این موضوع اشاره به طرحی دارد که می‌خواهد بین حضور نظامی فعلی ترکیه در شمال کشور و حضور نظامی اسرائیل در جنوب سوریه تعادل برقرار کند.

بدون حمایت اسرائیل

اظهارات درز شده از نشست های اخیر باراک، ورشکستگی چشم انداز ملی‌گرایانه معطوف به امپریالیسم کُرد را برجسته می‌کند. به گفته منابع دیپلماتیک «میدل ایست آی»، در نشستی که روز شنبه در اربیل برگزار شد، باراک مظلوم عبدی، رهبر نیروهای دموکراتیک سوریه را به «تعلل، عدم اجرای توافق با دولت سوریه و تکیه بر قدرت‌های خارجی» متهم کرد.

به گفته منابع، باراک به عبدی گفت: «شما سعی دارید اسرائیل را وارد این درگیری کنید و این اتفاق نخواهد افتاد.» او هشدار داد که چنین اقدامی می‌تواند ویرانی به بار آورد و خطر بروز تنش میان ترکیه و اسرائیل، دو مهم‌ترین متحد واشنگتن در منطقه، را افزایش دهد.

خبرگزاری فرانسه گزارش داد که الهام احمد، یکی از رهبران اداره خودمختار روژاوا، روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای گفت: « برخی شخصیت‌ها از طرف دولت اسرائیل در حال ارتباط با طرف ما هستند... و اگر این گفتگو منجر به حمایت شود، ما آمادهٔ دریافت حمایت… از هر منبعی خواهیم بود.»

سفیر ایالات متحده در جمهوری ترکیه و فرستاده ویژه در امور سوریه با رئیس جمهور الشرع دیدار می‌کند، کاخ ریاست جمهوری، دمشق، ۲۹ مه ۲۰۲۵. [عکس: سفیر تام باراک/ایکس] [Photo: Ambassador Tom Barrack/X]

اسرائیل، با هدف گسترش نفوذ خود از طریق تشویق به خودمختاری اقلیت‌های دروزی، کرد، علوی و مسیحی در سوریه، سیاستی را دنبال می‌کرد که هدف آن موازنه نفوذ آنکارا بر رژیم دمشق بود. با توافق ۶ ژانویه پاریس، روشن شد که ایالات متحده، دست‌کم در کوتاه‌مدت، منافع ترکیه و اسرائیل  را در سوریه آشتی داده است. اسرائیل در قبال حمله هیئت تحریر الشام سکوت اختیار کرد و رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه حمایتی را که از تل آویو— که هنوز فلسطینیان غزه را در معرض نسل‌کشی قرار می‌دهد — انتظار داشت، دریافت نکرد.

عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ ک ک، که نقش اصلی را در مذاکرات با آنکارا ایفا می‌کند، در دیداری در ۱۷ ژانویه با فایق اوزگور ارول، وکیل و عضو هیئت امرالی حزب برابری و دموکراسی خلق‌ها (DEM)، به این حملات پرداخت. بر اساس گفت‌وگوی گزارش شده، اوجالان اظهار داشت: «فرایندی که با توافق پاریس آغاز شد، هدفش برگرداندن شمال سوریه به جنوب سوریه است. واضح است که در حالی که اسرائیل بلندی‌های جولان و سویدا را تصرف کرد، به الشرع وعده داده شده که منطقه بین فرات و دجله به او تعلق خواهد داشت.» اوجالان همچنین گفت، « یک اشتباه تاریخی خواهد بود که ترکیه این فرایند را به نفع خود بپندارد.»

اردوغان و اوجالان اتحاد ارتجاعی «ترک، کُرد، عرب» را علیه نفوذ رو به رشد اسرائیل در فلسطین، لبنان، سوریه، و به‌طور کلی خاورمیانه و همچنین علیه جاه‌طلبی‌های آن برای ایجاد «اسرائیل بزرگ» پیشنهاد کرده بودند.

چشم انداز انترناسیونالیستی سوسیالیستی در برابر ناسیونالیسم طرفدار امپریالیسم

توافق تحمیل شده بر نیروهای دموکراتیک سوریه، ورشکستگی دیدگاه بورژوا-ناسیونالیستی مبتنی بر مانور بین قدرت‌های سرمایه‌داری امپریالیستی و منطقه‌ای را نشان می‌دهد. با وجود همه روایت‌های «انقلاب روژاوا»، آنچه مطرح شد، مبارزه‌ای علیه قدرت‌های امپریالیستی به رهبری ایالات متحده نبود که برای بیش از ۳۵ سال خاورمیانه و در نهایت سوریه را ویران کرده و در پی استعمار دوبارهٔ آن بوده‌اند، بلکه مبارزه‌ای بود که در کنار همان قدرت‌ها به پیش برده شد.

در این جنگ غارتگرانه، همان‌گونه که بورژوازی ترکیه و دیگر رژیم‌های عرب نقشی طرفدار امپریالیسم و ​​ارتجاعی ایفا کردند، رهبری بورژوازی کُرد نیز داوطلبانه به نیروهای نیابتی امپریالیسم بدل شد. اکنون که راهزنان امپریالیست پایان این توافقنامه را به بهای منافع مردم کُرد اعلام می‌کنند، رهبری ملی‌گرای کُرد خشم خود را متوجه آمریکا و متحدان اروپایی‌اش می‌سازد. اما این امر تغییری در خط‌مشیِ طرفدار امپریالیسمِ آن ایجاد نمی‌کند.

همان‌گونه که در بیانیهٔ روز سه‌شنبهٔ گروه برابری سوسیالیستی – انترناسیونال چهارم (Sosyalist Eşitlik Partisi – Dördüncü Enternasyonal) توضیح داده شد:

تمایل جنبش ملی‌گرای کُرد برای ایفای نقش به‌عنوان متحد امپریالیسم ی یک اشتباه نیست، بلکه نتیجه‌ خصلتِ طبقاتیِ بورژواییِ آن است.

چنان‌که لئون تروتسکی در نظریهٔ «انقلاب مداوم» خود توضیح داد، در مناطقی با توسعه دیرهنگام سرمایه‌داریِ، مانند خاورمیانه، بورژوازیِ ملی به دلیل پیوند های عمیقش با امپریالیسم و مهمتر از همه، ترسش از طبقهٔ کارگر، حتی قادر به برقراری حقوق دموکراتیکِ صوری، از جمله حقوق اقلیت‌ها، و پیگیری سیاستی ضد‌امپریالیستی است. این وظایف به عنوان بخشی از مبارزه برای سوسیالیسم، بر عهده‌ی طبقه‌ی کارگر است که باید تمام ستمدیدگان را در مبارزه برای به دست گرفتن قدرت کارگری علیه بورژوازی و امپریالیسم، پشت سر خود متحد کند.

آشتی نیروهای دموکراتیک سوریه با رژیم القاعده در سوریه نمی‌تواند آرمان‌های دموکراتیک و اجتماعی کارگران کُرد یا کارگران سایر ملیت‌ها و فرقه‌ها را برآورده کند. این توافق شکننده تابع جاه‌طلبی‌های امپریالیسم آمریکا و به‌ویژه تدارکات آن برای جنگ علیه ایران خواهد بود.

در خاورمیانه و سایر نقاط جهان، کارگران نمی‌توانند بدون مخالفت با امپریالیسم و ​​نمایندگان سرمایه‌داری منطقه‌ای و محلی آن، منافع خود را پیش ببرند. این به معنای مبارزه برای ایجاد یک جنبش سوسیالیستی در درون طبقه کارگر در خاورمیانه و در سطح بین‌المللی علیه جنگ امپریالیستی است.

Loading