دونالد ترامپ پس از گذراندن یک ساعت با زهران ممدانی، سوسیالیست دموکرات تازه منتخب در نوامبر گذشته، او را «بسیار منطقی» توصیف کرد و پیشبینی کرد که او کارهای «واقعاً بزرگی» انجام خواهد داد. ممدانی رئیس جمهور فاشیست را ناامید نکرده است.
کمتر از یک ماه از زمانی که ممدانی به مقام شهردار شهر نیویورک منصوب شد میگذرد. اما در همین مدت کوتاه، او دستاورد های زیادی داشته است — از جمله خیانت و پشتپا زدنِ همهجانبه به احساسات معترضانه که او را به قدرت رساند. سزار، در گال، «آمد، دید و فتح کرد.» ممدانی، در کاخ گریسی نیویورک، مصالحه کرد، تبانی نمود و تسلیم شد.
آخرین حلقه در زنجیره بیپایان عقبنشینیهای آشفته روز پنجشنبه با پشتیبانی ممدانی از کَتی هوکول، فرماندار دموکرات راستگرای نیویورک، در رقابتهای مقدماتی فرمانداری آینده رخ داد. ممدانی زمانی که هنوز یک نمایندهٔ رده پایین مجلس ایالتی بود، حمایت هوکول از نسلکشی در غزه را «مشمئزکننده» خوانده و دستور کار سیاسی او را به مثابه «نسخهٔ ملایم جمهوریخواهان» محکوم کرده بود. این تنها دو سال پیش بود.
اما در بیانیهای که در نیشن (The Nation) منتشر شد، ممدانی که اکنون انزجارش به تحسین تبدیل شده بود، حمایت خود از هوکول را با ستایش از «تعهد مشترکشان به دولتی که توأمان کارآمد و قابل اعتماد است» توجیه کرد. او نوشت که هوکول «انتخاب کرده که با روحیهٔ تحولطلبی حکومت کند» و همکاری مشترکشان را الگویی از حکمرانی مؤثر معرفی کرد.
در بحبوحه تمامی این مهملات سیاسی، ممدانی اشاره نکرد که بیش از ۱۵٫۰۰۰ پرستار، نزدیک به چهار هفتهاست که در شهر نیویورک در اعتصاب به سر میبرند و خواستار تأمین پرسنل کافی برای ایمنی، دستمزدهای قابل زندگی و حفاظتهای اولیه در محیط کار هستند.
هوکول، میلیونری وفادار به تشکیلات حزب دموکرات، با ایفای نقشی محوری در تلاشها برای درهمشکستن اعتصاب «حکومت کردن را برگزیده» است. حتی پیش از آغاز اعتصاب، او با صدور فرمانی اجرایی اعلام «وضعیت اضطراری» کرد تا بیمارستانها بتوانند پرستاران بدون پروانهٔ کاری نیویورک را از دیگر ایالتها بهکار گیرند. از آن زمان، بیمارستانها بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای نیروی کار جایگزین (اعتصابشکن) هزینه کردهاند، در حالی که پرستارانِ اعتصابکننده از بیمهٔ درمانی و دستمزد دوران اعتصاب محروم ماندهاند.
اوایل این هفته، صدها پرستار در هوای یخبندان به سمت دفتر هوکول در مرکز شهر منهتن راهپیمایی کردند و شعار میدادند: « او را برکنار کنید!» و او را به جرم «به خطر انداختن جان ما» محکوم کردند. تنها چند ساعت بعد، هوکول این اقدام اعتصابشکنانه را تمدید کرد که نمایش آشکاری بود از بی اعتنایی او نسبت به پرستاران و وفاداریاش به مدیران میلیونر بیمارستانها و الیگارشهای عضو هیئت مدیره همان بیمارستانهایی که پرستاران علیهشان در حال اعتصاب هستند.
ممدانی در حالی که با حضور نمایشی در خطوط اعتصاب عکس میگیرد، عملا از پشت به پرستاران خنجر میزند: او پشتپرده با هوکول و رهبری انجمن پرستاران ایالت نیویورک (NYSNA) در حال فعالیت برای خاتمه دادن به اعتصاب است.
ممدانی با حمایت از هوکول، مهارت خود را در خنجر زدن از پشت به یک متحد سیاسی نشان داده است. در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات، رقیب اصلی هوکول، آنتونیو دلگادو، معاون فرماندار کنونی است که ایندیا والتون—عضو سوسیالیستهای دموکرات آمریکا و نامزد پیشین شهرداری بوفالو را بهعنوان همکار انتخاباتی خود برگزیده است، همان کسی که ممدانی شخصاً در سال ۲۰۲۱ برای او کمپین انتخاباتی به راه انداخت.
حمایت از هوکول تنها آخرین حلقه از زنجیره خیانتها و مانورهای پلیدی است که نخستین ماه صدارت ممدانی را رقم زده است. تنها ۱۰ روز قبل، ممدانی از افسران پلیسی که جابز چاکرابورتی، مهاجر ۲۲ ساله بنگلادشی را در کویینز هدف گلوله قرار دادند، تمجید کرد. چاکرابورتی که از بحران سلامت روان رنج میبرد، پس از تماس خانوادهاش با ۹۱۱ و درخواست کمک، توسط افسران پلیس نیویورک به رگبار بسته شد. در حالی که خانوادهاش بازداشت، بازجویی و از دسترسی به پسر مجروحشان محروم شده بودند، ممدانی ترجیح داد « قدردانی خود را از امدادگرانی ابراز کند که هر روز جان خود را به خطر میاندازند تا جامعهٔ ما را ایمن نگه دارند.»
این رویداد، با سرکوب تظاهراتی مسالمتآمیز علیه نیروی اداره مهاجرت و گمرک (ICE) در منهتن دنبال شد، جایی که گروه واکنش استراتژیک پلیس نیویورک (SRG)، که مدتهاست توسط گروههای مدافع حقوق مدنی محکوم شدهاست، چندین تظاهرکننده را دستگیر کرد. ممدانی پیش از این متعهد شده بود که SRG را منحل کند.
روز پنجشنبه، همین نهاد پلیسی ۱۳ پرستار را که در مقابل بیمارستانی در شهر نیویورک در حال اعتراض بودند، و دوازده نفر از اعضای هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان دانشگاه کلمبیا را که علیه ترامپ و اقدامات ICE تظاهرات میکردند، دستگیر کرد.
این اقدامات تحت نظارت جسیکا تیش صورت گرفتهاند، کسی که ممدانی در یکی از نخستین تصمیماتش به عنوان شهردار، او را مجدداً به سِمتِ کمیسر پلیس منصوب کرد. تیش، که وارثی میلیاردر و معمار اصلی سیستم نظارتی گسترده نیویورک است، نقشی محوری در سرکوب اعتراضات ضد نسلکشی توسط پلیس نیویورک و بازداشت مهاجران در همکاری با ICE ایفا کرده است.
دستگاه ممدانی همچنین در واکنش به کسری بودجه ۱۲.۶ میلیارد دلاری شهر، برنامهریزی برای کاهشهای عمدهای را در دستور کار دارد. در حالی که ژست مخالفت با «سیاستهای ریاضتی» میگیرد، شبکهای از «متصدیان ارشد صرفهجویی» (CSO) را در سراسر ادارات شهر مامور شناسایی اقدامات کاهش هزینه ای تحت لوای «بهینهسازی» کرده است. ممدانی قبلا در همراهی با هوکول موافقت کرده است که بحث مالیات گیری از ثروتمندان — که یکی از شعارهای اصلی کمپین انتخاباتیاش بود — را مسکوت بگذارد.
تمامی اقداماتی که ممدانی از زمان انتخابش به عنوان اولین شهردار «سوسیالیست» نیویورک انجام داده، ادامهی همان چرخشِ به راست است که او در دیدار ۲۱ نوامبر اش با دونالد ترامپ در کاخ سفید آغاز کرد.
در آن زمان، سوسیالیستهای دموکراتیک آمریکا و حامیان شبهچپِ ممدانی، استقبال او از ترامپ را یک شاهکار تاکتیکی دانستند که هدفش جلب حمایت رئیسجمهور فاشیست از «دستور کار کاهش هزینههای زندگی» بود.
چه شیّادی ای. در واقع، ترامپ، کلاهبردار کهنهکار نیویورکی، ممدانی را بهخوبی ورانداز کرد و دریافت با چه کسی طرف است: یک نوچه سیاسی خردهبورژوای دیگر که به دنبال مهر تاییدی است. ممدانی چیزی جز این نمیخواست که ترامپ به کارچاقکنهای والاستریت پیام بدهد که جای نگرانی نیست. « نیویورک» همچنان در دستان امن باقی مانده است.
دو روز پس از مراسم تحلیف ممدانی، ترامپ به ونزوئلا حمله کرد و نیکلاس مادورو، رئیسجمهور آن کشور، را ربود و او را به یک زندان فدرال در بروکلین — در حوزهٔ قضایی ممدانی —منتقل کرد. او مدعی شده است که در یک تماس تلفنی با ترامپ نگرانیهایش را بهطور خصوصی دربارهٔ این عملیات ابراز داشته، اما از آن زمان دیگر سخنی بر زبان نرانده است.
ممدانی در حمایتش از هوکول نوشت که این دو «برای محافظت از نیویورکیها در برابر ICE جنگیدهاند» و از «دموکراسی ما» دفاع کردهاند. این ادعاها دروغ است. از زمان دیدار با ترامپ، ممدانی از هرگونه انتقاد علنی جدی از رئیس جمهوری که در حال جنگ با قانون اساسی و اجرای دیکتاتوری ریاست جمهوری است، خودداری کرده است. طبق گزارشهای متعدد، این دو نفر همچنان به طور منظم در تماس هستند و ترامپ اخیراً ممدانی را به خاطر برنامههای بودجه ای اش ستود و اعلام کرد که «زهران بالاخره دارد اقرار میکند که واقعاً وضع چقدر اسفبار است.»
وقتی ممدانی در ماه نوامبر انتخاب شد، وبسایت جهانی سوسیالیستی متوجه اهمیت عینی مخالفت گستردهای که او را به قدرت رساند شد. اما به توهمات رایج دامن نزد. ما هشدار دادیم که ماهیت طبقاتی طرفدار سرمایهداری دولت جدید به سرعت آشکار خواهد شد. «اما ممدانی، وقتی کارگران وارد مبارزه شوند چه خواهد کرد؟ بهطور اجتنابناپذیری، منطق منافع طبقاتی خود را تحمیل خواهد کرد. ممدانی در برابر مطالباتِ نهادهای مالی و سیاسیِ حاکم سر تعظیم فرود خواهد آورد.»
و همینطور هم شده است. ممدانی به مثابه یک سیاستمدار راستگرای سرمایهدار متعارف رفتار می کند.
ممدانی با این کار، الگویی را ادامه میدهد که پیشینیان سیاسیاش بنیان نهادهاند. سیریزا در یونان، پودموس در اسپانیا، حزب چپ در آلمان، جرمی کوربین در بریتانیا، برنی سندرز و الکساندریا اوکازیو-کورتز در ایالات متحده -— همگی وعده پایان دادن به ریاضت اقتصادی و نابرابری را دادند، و همگی در برابر نخبگان مالی ای که ادعای مخالفت با آنها را داشتند، تسلیم شدند.
تنها وجه تمایز ممدانی، شتاب او در دور ریختن اصولی است که زمانی مدعی آن بود. سیریزا پس از به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۵، چند ماه طول کشید تا تعهد خود برای پایان دادن به ریاضت اقتصادی و تحمیل خواستههای وحشیانه بانکهای اروپایی را نقض کند. ممدانی تنها در عرض چند هفته به «دستاوردهای» سیریزا دست یافته است. پیش از آنکه پرده فرو افتد، ممدانی بهعنوان حقیرترین شیاد در میان تمام نیروهای شبهچپ افشا خواهد شد.
اما ممدانی بدون گروهی از همدستان سیاسی قابل اعتماد نبوده است: از سوسیالیستهای دموکرات آمریکا که پس از پیروزی ممدانی اعلام کرد «سوسیالیسم پیروز شد!» گرفته تا مجله وابسته به آن، ژاکوبن، که نوشت «پیروزی زهران ممدانی مسیر آینده را نشان میدهد»؛ و آلترناتیو سوسیالیستی، که در سرمقالهای هیجان زده اعلام کرد « با تمام قوا، پیش به سوی مبارزه با ترامپ و تشکیلات حزب دموکرات.»
وقتی وبسایت جهانی سوسیالیستی (WSWS) از «شبهچپ» سخن میگوید، این یک برچسب تحقیرآمیز نیست، بلکه یک تعریف سیاسیِ دقیق است. آنها سیاستمداران بورژوای درجهدوماند که بهعنوان ابزارهای حیاتی حاکمیت سرمایهداری عمل میکنند. از نظر اجتماعی، این جریان نماینده لایههایی از طبقه مرفه بالایِ خردهبورژوازی است که پیوندی تنگاتنگ با دستگاههای شرکتی و دولتی دارند و تنها در پی دستیابی به موقعیتی راحتتر در سلسلهمراتب ثروت و قدرتاند.
کارگران و جوانانی که به ممدانی رأی دادند یا از او حمایت کردند، لازم است درسهای سیاسی روشنی از این تجربه بگیرند. مبارزه برای سوسیالیسم مستلزم گسست کامل و آشتیناپذیر از حزب دموکرات و برقراری استقلال سیاسی طبقه کارگر است. راه پیش رو نه در توهم اصلاح نظام موجود، بلکه در روی آوردن به مبارزات رو به رشد طبقه کارگر و شکلدادن رهبری انقلابی لازم برای پایان دادن به سرمایهداری، فاشیسم و جنگ نهفته است.
به حزب برابری سوسیالیستی بپیوندید.
