ماجرای این هفته، شامل درخواست پناهندگی شش عضو تیم فوتبال زنان ایران به استرالیا، نشانهای از بدبینی سیاسی و ریاکاری حیرتانگیز از سوی دولت کارگر این کشور بوده است.
حزب کارگر با زیر پا گذاشتن ابتداییترین پروتکلهای دیپلماتیک، ایجاد جنجال رسانهای و سوءاستفاده از زنان، تلاش میکند مشارکت فعال خود در جنگ غیرقانونی آمریکا با هدف تغییر رژیم و نابودی جامعه ایران را موجه جلوه دهد.
این تیم برای مسابقات جام ملتهای آسیا در استرالیا حضور داشت. در جریان بازی افتتاحیه ۲ مارس خود مقابل کره جنوبی، چندین عضو تیم سرود ملی ایران را نخواندند.
رسانههای استرالیایی ماجرای امتناع اعضای تیم ایران از خواندن سرود ملی را بهعنوان «اعتراض خاموش» در بوق و کرنا کردند و ادعا کردند که اگر این زنان به ایران بازگردند، با عواقب وخیمی روبرو خواهند شد. وقتی زنان در دو مسابقه بعدی خود سرود ملی را خواندند، رسانهها این موضوع را حتی نگرانکنندهتر جلوه دادند و بدون هیچ مدرکی القا کردند که آنها برای انجام این کار تحت فشار قرار گرفتهاند.
هدف آشکار، ایجاد فضایی پرتنش بود. عناصر راستگرای ایرانیان مقیم بسیج شدند و در مقابل هتل گلد کوست که زنان در آن اقامت داشتند، اعتراض کرده و از آنها خواستار پناهندگی شدند. برجستهترین معترضان که توسط مطبوعات به طور مؤدبانه به عنوان «فعالان حقوق بشر» توصیف میشدند، حامیان شاه، دیکتاتور مورد حمایت آمریکا که توسط انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، بودند. این اقشار از بمباران ایران مشتاقانه حمایت میکنند.
در کنار فاشیستهای ایرانی در کمپین برای پناهندگی آنها، ماموران دولت استرالیا که توسط دولت کارگر بسیج شده بودند نیز حضور داشتند.
طبق گزارش بنگاه خبررسانی استرالیا (ABC)، «هنگامی که تیم زنان ایران یکشنبه شب زمین ورزشگاه روبینا در گلد کوست را ترک می کرد، مقامات استرالیایی منتظر آنها بودند. هدف آنها این بود که با صریحترین لحن ممکن نشان دهند که اگر کسی از زنان جوان بخواهند صحبت کنند، افرادی آماده کمک هستند.»
یکشنبه شب، به وقت استرالیا، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، سرکوبگر مهاجران، قصاب غزه و اکنون قصاب ایران، به این کمپین پیوست.
ترامپ که موقتآً از صدور دستور بمباران کارخانههای آب شیرینکن، بیمارستانها و مدارس ایران دست کشیده بود، به شبکههای اجتماعی روی آورد تا خود را به شدت نگران وضعیت بازیکنان فوتبال ایران نشان دهد، خواستار آن شد که دولت کارگر به آنها پناهندگی بدهد. او ساعت ۲ بامداد دوشنبه به وقت استرالیا با آنتونی آلبانیزی، نخست وزیر، تماس گرفت تا این موضوع را به اطلاع او برساند.
گزارش ABC حاکی است که در ساعات اولیه صبح دوشنبه به وقت استرالیا، پنج عضو تیم ابلاغ کردند که خواستار پناهندگی هستند، یعنی تنها پس از آنکه دولت کارگر و شخص ترامپ آنها را در مرکز یک جنجال جهانی قرار داده بودند. این زنان توسط پلیس فدرال استرالیا (AFP) بهطور مخفیانه منتقل شدند.
عصر دوشنبه، آنها در کنار تونی بورک، وزیر کشور حزب کارگر، عکس گرفتند. این سیاستمدار حرفه ای عاری از احساس که به رویکرد «سختگیرانه» خود در کنترل مرزها میبالد، در حالی که اوراق اعطای ویزای بشردوستانه و روند سریع السیر اقامت دائم این زنان را امضا میکرد، پوزخندی شبیه گربه چشایر بر لب داشت.
اقدام بعدی دولت کارگر، حتی خارقالعادهتر بود. بورک با عجله از کوئینزلند به سیدنی سفر کرد و عملاً به همراه افسران پلیس فدرال استرالیا اعضای باقیمانده تیم را تعقیب کرد. وقتی تیم برای عزیمت به فرودگاه رسید، هر یک از اعضا جدا شده، و به تنهایی در اتاقی با مأموران پلیس فدرال استرالیا (AFP) و مقامات نیروی مرزی قرار گرفتند و گزینهٔ پناهندگی به آنها پیشنهاد شد.
این اقدام نه تنها نقض فاحش پروتکلهای دیپلماتیک بود که ایران را هدف قرار میداد، بلکه یک اقدام آشکار ارعاب نیز به شمار میرفت. آیا مردم واقعاً باور میکنند که زنان جوان آسیبپذیر، که برخی از آنها انگلیسی صحبت نمیکنند، به تنهایی در اتاقی با مأموران اطلاعاتی و پلیس استرالیایی احساس راحتی میکردند؟
این عملیات دو پناهندگی دیگر را نیز به همراه داشت. اما اینکه یکی از آن زنان بعداً تصمیم خود را تغییر داد و گفت میخواهد به خانه بازگردد، حاکی از فشاری احتمالی وارد شده بود.
برای حزب کارگر، زمانبندی این پناهندگی ها، که خود تا حد زیادی در هماهنگسازی آنها نقش داشت، فرصتی طلایی بود.
صبح سهشنبه، در بحبوحه تمام این ماجرا، حزب کارگر رسماً به جنگ علیه ایران پیوست و اعزام موشکهای هوا به هوا، یک هواپیمای جنگی پیشرفته و ۸۵ سرباز را به امارات متحده عربی اعلام کرد. این حزب پیش از این نیز از مشتاقترین حامیان جنگ بود و عملاً در آن مشارکت داشته است، از جمله با حضور پرسنل استرالیایی در یک زیردریایی تهاجمی آمریکا که هفته گذشته یک کشتی غیرمسلح و بیدفاع ایرانی را در سواحل سریلانکا با اژدر هدف قرار داد.
اما حزب کارگر میدانست که پیوستن علنی به جنگ گامی است که موجب برانگیختن احساسات ضد جنگ قابلتوجهی خواهد شد. در این شرایط، این پناهندگی ها فرصتی را برای حزب فراهم کرد تا خود را به عنوان مدافع «بشردوستانه» زنان ایرانی جا بزند، حتی در حالی که خود را ملزم به شرکت در هجوم همهجانبه علیه ایران می ساخت.
رسانههای رسمی که کاملاً در این جنگ غیرقانونی همدست هستند، وظیفهشناسانه نقش خود را ایفا کرده اند، پناهندگی ها را ستوده اند و بدون ذرهای شک و تردید ابراز می کنند که انگیزهی بورک و همکارانش صرفاً دغدغهی عمیق برای رفاه زنان ایرانی بوده است.
علاوه بر نقش مهندسی شده و طرفدار جنگِ این پناهندگی ها، رسانهها هیچ یک از پرسشهای بدیهی را مطرح نکردهاند.
اینکه این زنان تمایلی به بازگشت به ایران نداشتند، لزوماً تنها به دلیل ترس از رژیم سرکوبگر آن کشورنبوده است، بلکه میتواند به بمباران گستردهای که هماکنون در جریان است نیز مربوط باشد.
و موضع دولت کارگر نسبت به پناهجویان، از جمله پناهجویان ایرانیتبار، چیست؟ آخرین آمار موجود وزارت کشور، از سپتامبر گذشته، نشان میدهد که ۷۸ نفر از ۱٫۰۲۵ نفری که در مراکز «بازداشت مهاجران» استرالیا نگهداری میشوند، تبعه ایران هستند. ۴۶ نفر دیگر در «بازداشت در جامعه» قرار دارند، که مجموعاً به ۱۲۴ نفر میرسد.
این افراد از تمام حقوق اولیه خود محروم هستند و در وضعیت بلاتکلیفی دائمی و بیپایانی به سر میبرند. با توجه به اینکه نمیتوانند به ایران بازگردند، اکثر آنها هیچ چشماندازی برای آزادی ندارند. به عبارت دیگر، دولت کارگر ۲۰ برابر بیشتر از شش بازیکن فوتبال که به آنها پناه داد، ایرانیان را زندانی کرده است. بورک، به عنوان وزیر کشور، رهبری سیاسی است که کلیدهای زندان را در دست دارد.
بازداشتهای مداوم نه یک رفتار نابهنجار، بلکه ادامهٔ دههها آزار و پیگرد پناهندگان توسط دولتهای متوالی استرالیا، حزب کارگر و ائتلاف لیبرال-ملی هستند. آنها این کشور را به «الگویی» برای حمله به پناهندگان تبدیل کردهاند، که علنآً توسط دولتهای اقتدارگرا و ملیگرا در سراسر جهان بهعنوان منبع الهامبخش آنها ذکر میشود.
روز سهشنبه، در بحبوحه ابراز خوشحالی از پناهندگی ها، حزب کارگر این رکورد را گسترش داد. و از تصویب فوری قانونی خبر داد که به دولت اجازه میدهد دارندگان ویزای موجود از برخی کشورها را از ورود به استرالیا منع کند. وزیران دولت کارگر صریحاً اعلام کردند که این قوانین علیه موج درخواستهای پناهندگی افرادی است که از جنگ علیه ایران، که خود در آن مشارکت دارد، فرار میکنند.
این اقدام بخشی از یک سرکوب گستردهتر است، از جمله علیه شهروندان. هفتههاست که حزب کارگر مانع بازگشت ۱۱ زن و ۲۳ کودک از سوریه — که همگی شهروند استرالیا با گذرنامههای معتبر هستند — بهدلیل اتهامات ادعایی مختلف مبنی بر ارتباط با جنگجویان کشتهشده یا زندانیشدهٔ داعش شده است. این زنان و کودکان به هیچ جرمی محکوم نشدهاند.
اما بورک و دیگر رهبران حزب کارگر، از جمله آلبانیزی، به آنها تاختهاند و مدعی شدهاند که آنها برخلاف «ارزشهای استرالیایی» عمل کردهاند، و عملاً بر این اساس اعلام کردهاند که آنها هیچ حقی ندارند. بورک هنگام اعطای ویزا به پناهندگان ایرانی، به شدت تأکید کرد که مطمئن است آنها به این «ارزشهای» ادعایی پایبند خواهند بود.
چیزی بیش از بوی فاشیسم از این موضع به مشام می رسد، زیرا شهروندی و حقوق دموکراتیک را مشروط به «وفاداری» به دولت و حکومت معرفی میکند.
این برداشت اصلاً اغراقآمیز نیست. ضربالمثل قدیمی «انسان را از همنشینانش میشناسند» بهوضوح در این مورد صادق است.
دیروز، روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد، یادداشتی از رضا پهلوی، نویسنده مهمان، منتشر کرد که در آن آمده بود: «استرالیا این هفته کار مهمی انجام داد» و سازماندهی حزب کارگر در مورد پناهندگان را معیاری برای الگوی دولتهای سراسر جهان در تحریکات و جنگ علیه ایران معرفی کرد.
روزنامه هرالد با احترام پهلوی را «ولیعهد تبعیدی ایران» توصیف کرد. او پسر شاه، دیکتاتور بیرحم مورد حمایت آمریکا که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، است. نواده پهلوی بیشتر عمر خود را تحت الحمایه دولت آمریکا گذرانده و پیوسته برای تغییر رژیم به رهبری آمریکا تلاش کرده و از بمباران سرزمین مادریاش خشنود است.
ترامپ پس از اولین پست هیجان زده خود در شبکههای اجتماعی درباره تیم ایران، به طرفدارانش اطمینان داد که دولت کارگر «به وضعیت رسیدگی» خواهد کرد و « کار خوبی انجام میدهد».
پسر یک دیکتاتور مرده که در حسرت «حق» خود برای حکومت استبدادی بر مردم ایران با پشتوانه بمبها و موشکهای آمریکا است، و جنایتکاری جنگی در کاخ سفید، که نه تنها جهان را به آتش کشیده، بلکه در پی است تا با سرنگونی قانون اساسی آمریکا، دیکتاتوری شخصی خود را برقرار کند. این همان جمعی است که آلبانیزی، بورک و دولت کارگر با آن همراهی میکنند.
وظیفه، ساختن یک جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر علیه همه این نیروهای هیولایی، از جمله این دولت کارگر است که چرخش آن به راست، نشانهای از سقوط نظام سرمایهداری به ورطه نابودی است. تنها چنین جنبشی میتواند به جنگ و اقتدارگرایی پایان دهد و حقوق اجتماعی اساسی طبقه کارگر، صلح، برابری و حق زندگی در هر کجای جهان، عاری از ستم و آزار و اذیت را برقرار کند.
برای دریافت خبرنامه ایمیلی وب سایت جهانی سوسیالیستی (WSWS ) ثبت نام کنید.
